ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

22

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

محققان است ، زيرا تعداد بسيارى از كتابها را فقط از عنوان مىشناسيم و خود آنها تا كنون به دست نيامده است . در اين باب كافى است بگوييم كه اصل كتاب ابو زيد بلخى متوفى به سال 934 / 223 ه . كه حلقهء اوّل از سلسلهء مؤلّفات قديم جغرافياى اسلامى است ، تا كنون يافت نشده ؛ همچنين است اصل كتاب چند جلدى جيهانى كه مربوط به همان دوران است و مؤلّفان بعدى از آن فوائد بسيار گرفته بوده‌اند . به علاوهء بسيارى از مؤلّفات جغرافيايى هنوز منتشر نشده و در دسترس محقّقان قرار نگرفته است . شوى به سال 1924 / 1343 ه . نوشته بود كه تاريخ جغرافياى نجومى اسلامى را نمىتوان نوشت ، زيرا تعدادى از مؤلّفات هنوز ميان نسخه‌هاى خطى كتابخانه‌ها نهفته كه دربارهء آنها تحقيق نشده است . همين قضيه دربارهء جغرافياى توصيفى نيز صادق است ؛ مثلا اخبار ابن فضلان دربارهء سفر روسيه ( 921 - 922 / 309 - 310 ه . ) تا دوران اخير در دسترس قرار نداشت هر چند بعضى قطعات آن متجاوز از صد سال به اين طرف مورد مطالعه بود . پيدايش موادّ تازه مستلزم تحقيق مجدّد دربارهء مسائلى است كه تا كمى پيش به نظر مىرسيد دربارهء آنها تحقيق و مطالعهء كافى شده است . اگر بتوان گفت كه جست و جو در مجموعه‌هاى خطّى كتابخانه‌هاى اروپا و امريكا به سر رسيده ، به هر حال اين سخن دربارهء مجموعه‌هاى شرقى درست نيست ؛ در ساليان اخير معلوم شده كه از مجموعه‌هاى استانبول در اين زمينه اميدهاى فراوان توان داشت ، زيرا بنا بر بعضى از كتابهاى خطى كه بتازگى از آنجا به دست آمده لازم است كه در چاپ تازهء بعضى از جلدهاى كتابخانهء جغرافيدانان عرب تجديد نظر شود . هماهنگ با فقدان منابع ، دشوارى تشخيص مطلب و انتساب آن به رشتهء معيّن ، مانع ديگرى در راه تكميل طرح عمومى است . عبد الواحد مراكشى ، از علماى قرن سيزدهم / هفتم ه . 55 تنها دانشور مسلمانى بوده كه كوشيده است تا جغرافيا و تاريخ را از هم جدا كند . ولى اين يك مورد استثنايى است و در حقيقت تشخيص اين دو ، كارى مشكل بوده است . تعدادى از مؤلّفان در عين حال هم مورّخ و هم جغرافيدان بوده‌اند . در اين مورد مسعودى معروف را مثال مىآوريم ( متوفى به سال 956 / 345 ه . ) مؤلّفات تاريخى غالبا مطالب جغرافيايى مهمّى نيز دارد ، چنان كه در كتاب فتوح البلدان بلاذرى ( متوفى به سال 892 / 279 ه . ) وضع چنين است . بىگفت و گو اين گونه مطالب و اينچنين مؤلّفان را در طرح عمومى جغرافيا نديده نمىتوان گرفت ، ولى همين قضيّه موجب تفصيل و وسعت دامنهء مطلب مىشود . همين سخن دربارهء مؤلّفاتى كه قسمتى از آن به جغرافيا اختصاص دارد ، همچون فرهنگنامه‌هايى كه به دوران مماليك در مصر پديد آمده ، صادق است . هنگامى كه مطالب جغرافيايى پراكنده باشد ، حل مشكل دشوارتر مىشود . گفتيم كه مؤلّفاتى كه رنگ اسطوره يا افسانهء عاميانه دارد ، از قبيل